تبلیغات
سایت روستای اوله - گپ و گفتی با عارف توفیقی

ده من ! من به تو می اندیشم...

گپ و گفتی با عارف توفیقی

نویسنده :بهنام خلاش
تاریخ:یکشنبه 16 آبان 1395-ساعت 23 و 57 دقیقه و 10 ثانیه

عارف توفیقی رتبه 73 کنکور انسانی سال 91 می باشد وی هم اکنون دانشجوی ارشد حقوق خصوصی دانشگاه علوم قضایی تهران می باشد.در اینباره توضیحی نمیدهم و دوست دارم خوانندگان خودشان وارد این گفتگو شوند .هرجا نیازی بود تحلیلی انجام بگیرد وارد خواهم شد.



 

 

 

 


عرض سلام و وقت بخیر دارم خدمت همه ی خوانندگان‌ عزیز و گرامی امیدوارم ک با خواندن این مصاحبه بهشون خوش بگذره و همچنین آقای خلاش عزیز ک وقت گذاشتن و اینجانب حقیر را شایسته ی مصاحبه دانستن 


راستش من خودم را درحدی نمیدانم ک بخواهم مصاحبه کنم چون هنوز افتخاری ب آن شکل کسب نکردم ک ارزش مصاحبه داشته باشه ولی ممنون از دوستان ک من را قابل دونستن انشالله دفعه ی بعد با کسانی مثل مهران مهمان نواز ، حافظ دستواره ( جلال دوستکامیان ترتیب اثری دادن و با ایشان مصاحبه ای انجام دادن ولی باز هم ما اعلام میداریم آماده مصاحبه با ایشان هستیم ). و سایر دوستان ک افتخار روستا هستن مصاحبه بشه.





من سید عارف توفیقی اصل متولد29/6/73درروستای آبله هستم، دوران کودکی من در روستای آبله و دلی کما با دوستانی مثل فرشاد رامیار و وحید افشین احمد مدبری و ...سپری شد و واقعیتش زیاد از دوران کودکیم چیزی یادم نمیاد فقط یادمه خیلی فضول و شیطون بودیم ب طوری ک آقای مرتضی دوستکامیان دلیل تاس بودنشان را ب من و فرشاد نسبت میدادند .

 در سال 79وارد دبستان شهید آهسته آبله شدم ک اون موقع کنار قبر شهید بود و از عید آن سال ب پایین انتقال داده شد اولین معلم و بهترین معلم عمرم سید مرتضی دوستکامیان بودند ک واقعا هنوز هم خیلی دوستشان دارم و هنوز هم همون اندازه ازشون میترسم.

دوران ابتدایی من خوب آغاز نشد ب طوری ک سال اول میخواستن مردودم کنن ک معدلم 13بود ولی خداراشکر قبول شدم ، سال دوم معلمم صدرالله توفیقی و سال سوم جواد آهسته و سال چهار آقای بهروز مصلحت خواه و سال آخر آقای سجاد توفیقی بودند.

 دوران ابتدایی همیشه ب صف نمیرسیدم و آخرین نفری بودم ک وارد مدرسه میدم ب همین خاطر هم همیشه آقای دوستکامیان ب ما لطف داشتند و....


 ...............تنها دفعه ای ک اولین نفر رسیدم یادمه روز برفی بود ک آقای دوستکامیان خیلی دیر رسیدند و وقتی اومدند ک همه دانش آموزان از شدت سرما پاهاشون یخ زده بود از بین این همه دانش آموز داد زدند رو من ک تو هرروز دیر میرسیدی همین امروز ک برف اومد چرا صبح ساعت 6 اومدی...............


همکلاسی هام آقای فرشاد رامیار لقمان دانش نسب محمد افشین وحید افشین مصیب دانش فرید بیواره و بقیه دوستان.


....................والا خاطره ای ک یادمه این بود ک روز اول مهر ک اول ابتدایی بودم آقای دوستکامیان گفتند کسانی ک صبحونه نخوردن بیان بیرون تا بهشون تغذیه بدیم ک کسی نرفت ب جز کریم موسوی ک آقای دوستکامیان گفتند دستتو بیار جلو تا تغذیه بت بدم ک دستشو برد جلو دوتا چوب زدند تو دستش گفتند ک از این ب بعد تا صبحونه نخوردی نیا...........



.......یکی دیگه هم این بود ک آقای سجاد توفیقی داشتند میپرسیدند ک در آینده میخواهید چیکاره بشید ک یکی از بچه ها ک اسمش رو نمیبرم گفت سرباز توفیقی گف برو خونتون چن سال دیگه خودشون میان دنبالت..........

 


یه بار هم توفیقی داشت از مون میپرسید از کی تقلید میکنید یکی از دخترا گفت از سیرو(سیروس وجدانی(.



دوران ابتدایی تو مسابقات علمی خوب بودم جز نفرات ممتاز بودم ولی تو کلاس نه، بجز سال چهارم ک سوم شدم و سال پنجم ک اول شدم.

بهترین دوستان دوران ابتدایی فرشاد رامیار بود وحید افشین و فرید بیواره.


دوران راهنمایی قلعه ریسی بودم خونه عمو نصرت الله توفیقی اصل و شاید پرخاطره ترین دورانم بود ک هیچ وقت اون دوران را فراموش نمیکنم  از همکلاسی های دوران راهنماییم آقای نوید توفیقی مسعود شکوهی و حاصل شجاعی بودند معلم ها هم سید وحید رامیار سید غلام طاهر نسب و آقای هدایتی معلم عربیمون و ....

والا  کل خاطرات خوب من از همون دوران قلعه ریسی هست چون همیشه جز نفرات برتر بودم و یادمه یه حاج آقا کرم زاده قلعه ریسی بودند ک کلی ازشون هدیه گرفتم بابت مسابقات احکام و ....

ب فوتبال دیدن علاقه دارم مخصوصا پرسپولیس و بارسلونا ولی ب فوتبال بازی کردن علاقه ندارم چون نمیتونم.


آره همیشه از معلم های هنر و ورزش متنفر بودم و هیچ وقت باهاشون رابطه خوبی نداشتم یه معلم دینی هم داشتم ب اسم آقای حجازی ک دینی یه امتحان گرفت همشو نوشتم بهم 13داد و مطمئنم که خدا پاداششو بهش میده !!!!!. انشالله.

والا راز آرامش من در اینه ک خیلی صبورم و اگر ببینم کسی داره ازم بدگویی و انتقاد میکنه گوش نمیکنم و خیلی هم میخابم ب همین خاطر کمتر حرف میشنوم و ب نظر من آرامش در سکوت و خواب و مطالعه هست وبس{ آقا این یه تجربه شخصی بود فردا نرید کلی بخوابید و اینا بگید میخوایم مثل عارف قاضی بشیم با خواب، ایشون میگن برخی وقتا !!! صرفا جهت مزاح }

دوران دبیرستان دهدشت خونه سید حمیدرضاتوفیقی ( طبیب ) بودم و خیلی خوب بود خداراشکر ایشان اینقد فضا را برای درس خواندن ما فراهم میکرد ک ب جرات میتونم بگم هیچ کم و کسری نبود و تا آخر عمر مدیونش هستم ولی متاسفانه دهدشت شهر زیاد خوبی نبود چون تو مدرسه اکثرا لات و بی بندبار بودند و اینقد معلم ها رو اذیت میکردن ک ما تا دو ماه از کلاسا رفت کسی جرات نمیکرد بیاد و روانشناسی ما رو درس بده، یا تاریخ تا دوماه اول هر معلمی میومد ایقد اذیت میشد ک قهر میکرد و بچه های دبیرستان دهدشت واقعا ب معنای واقعی کلمه فضول بودند یه روز کلاسو آتیش میزند یه روز معلمو میزدند و ...


از سال دوم دبیرستان همیشه نفر اول بودم ، کلاس ما اکثرا تعطیل بود و بچه ها کلاسو ب آشوب میکشدند یه خاطره هم بخام بگم این ک یه روز معلم تاریخمون داشت درس میداد ک یهو یکی از بچه ها بلند شد و یه فحش بد بهش داد اونم ک حسابی از دانش اموز ترسید بود نگاه کرد تو چشم من و مظلومانه گفت:ولی ساسانیان آن ها راشکست دادند و من هم خیلی دلم براش سوخت ولی ب قول خودمون {حلاجم نبی}. پیش خودم گفتم (پ زورم وش ایره).


بله من سال91کنکور دادم و رتبه 86ک زیر گروه اولم 73شد و ب همین خاطر رتبم ب 73معروف شد و دانشگاه شیراز رشته حقوق قبول شدم در دانشگاه رفیقای خیلی خوبی مثل ساعد ترسه ک لیسنانس هم اتاق بودیم و ارشد هم هنوز هستیم آقای صابر کاظمی حامد سهیدی و ....

بد ترین خاطره زندگیم شنیدن خبر مرگ حاج آقا دانش بود ک کلی شیراز با هم خاطره داشتیم و پیشمون میومد خدا بیامرزش.

زبان لری رو خیلی دوس دارم و گفتید یه بیت شعر بگم : 

ب مژگان سیه کردی هزاران رخنه در دینم بیا/ کز چشم بیمارت هزاران درد برچینم


یه خاطره شاد بخام بگم اینکه روزی ک نتیجه کنکورم اومد خودم فک نمیکردم ایقد خوب بشه بعد داشتم کتابامو آماده میکردم بخونم ک عمو سجاد زنگ زدن و گفتن ک رتبت 70 شد ک خیلی خوشحال شدم.

والا من همه اقوامم رو خیلی دوس دارم و همه گردنم حق دارن ولی مادربزرگم رو خیلی دوس دارم بعدش مادرم.

 

مهم ترین حامیم سید حمیدرضا توفیقی و بعدش همسرشون ک عمه ام هستن و بعدش نصرت الله توفیقی و همسرشون و بعد پدرو مادرم ک دست همشون رو میبوسم. الان هم سید سجاد توفیقی مهم ترین مشاورم هستن

رمز موفقیت من در آرامش خاطر و تلاش زیاد بود.


( اینجا یه نکته ای من بگم : خانواده سید حمید رضا توفیقی ( طبیب) علی الاقل به آماری که به ذهن من خطور

 میکنه شش نفر را راهی دانشگاههای معتبر و رشته های عالی کشور نمودند و همه افرادی که در این خانواده درس

  خواندند ولو برای یک سال الان با رضایتی خاطر به زندگیشان ادامه میدهند تا جایی که من ذهنم یاری میده 2

 قاضی ، 2 پزشک و 2 تربیت معلم را این خانواده تحویل اجتماع داد. به هر صورت باید از این خانواده با خلوص

 نیت تقدیر و تشکر کرد و ای کاش میشد در یک گپ و گفت راز موفقیتشان را برای سایرین می گفتند.)



والا امروزه خندوندن آدما سخت شده چیزی ب فکرم نمیرسه.

در مورد کلمات زیر هر حسی دارین در حد یک کلمه ابراز کنید :

پدر :کوه استوار

مادر :مهربانی

ریتاوه : محل غم

سرحر : سرده برا خواب خوبه

مدرسه :شادی

عشق : باشه خوبه نباشه هم خوبه

زن : مصیبت شیرین ( هنوز مجرده ها ، اینجوره میگه واوییلا متاهل بشه ، باید بدانیم که چه چیزی باعث شد که به این نقطه رسیده ایم همه ی ما همیطوریم قبل از اینکه ازدواج کنیم همه میگوییم بد هست  یعنی تعابیری که در این باره به کار می بریم حداقل اگر منفی نباشد دارای بار  منفی است و البته این بر می گردد به زندگی رقت انگیزی که دوستان و افراد متاهل به آن دوچار شدند. باید سعی کنیم طعم زندگی را عوض کنیم مثل آرمان عارف.

سایت اوله :سایت عالی

ازدواج ( یه توصیه  در این مورد به بچه ها ) :

والا من خودم هنوز ازدواج  نکردم ک بخام توصیه کنم ولی اینطور ک از بزرگتر ها شنیدم گفتند تا جوانیدو عقلتان کامل نشده ازدواج کنید.

 حرف آخر :

خیلی تشکر میکنم ازتون ک ما را قابل دونستین و باهامو مصاحبه کردین امیدوارم در زندگی موفق باشید


معین: برادری خوب

محجافر:عمویی با غیرت

تاته غریب : پدربزرگی مهربان و دلسوز

شاهرخ : پسرخاله ای باحال

احمدالهی: فوق العاده مهمان نواز و مهربون

مصطفی مهمان نواز : انسانی عاقل


برنامه آینده: والا برنامه من اینه ک انشالله اگر قسمت بشه برا دکترا بخونم و ب آرمان شهر خودم شیراز برگردم و اونجا دکترا بخونم و اگر هم قسمت شد همونجا مشغول ب کار بشیم انشالله.




دنبالک ها: کانال اوله -- کلیک کنید/// 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
twandacasillas.wordpress.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت 20 و 17 دقیقه و 33 ثانیه
I would like to thank you for the efforts you have put in writing this website.
I really hope to check out the same high-grade content by you later on as well.
In fact, your creative writing abilities has motivated me to
get my own site now ;)
vaniadukeman.wordpress.com
جمعه 13 مرداد 1396 ساعت 14 و 48 دقیقه و 32 ثانیه
I go to see everyday some web sites and blogs to read articles or reviews, but this webpage provides feature based content.
یکشنبه 7 آذر 1395 ساعت 22 و 31 دقیقه و 11 ثانیه
بد نبود ولی فک کنم عارف به غیر از ساعد دوستای دیگه ای هم داشت که میتونست اسمشونو بیاره خیلی بهتر از ساعد
samadi
چهارشنبه 26 آبان 1395 ساعت 18 و 58 دقیقه و 46 ثانیه
سلام بر امیدهای آینده...
وفقک الله آقای توفیقی...
دکتر moein شماهم نمیخواد حاشیه بری...
پاسخ بهنام خلاش : گوشه در لغت به معنی کنایه آمده .
#گوشه
# دکتر معین وزیر علوم دوره سابق
Moein tofighi
پنجشنبه 20 آبان 1395 ساعت 14 و 20 دقیقه و 35 ثانیه
مصاحبه جالبی بود امافک کنم مادرت بیشتر از مادربزرگت حق گردنت داشت ۰ب قول خودمون(خدا دایله و تیه نیر)
ایران فیلم
سه شنبه 18 آبان 1395 ساعت 00 و 10 دقیقه و 52 ثانیه
سلام گلم خوبی ؟ سایت رایگان دانلود فیلم و سریال با لینک مستقیم نمیخوای ؟ اینجا رو ببین عاشقش میشی :
http://myiranfilm.ir
همه فیلم هاش بدون سانسوره حتی فیلم های دوبله اش حالشو ببر ، دوس داشتی لینکشم بکن تو وبلاگت میسی
-----------------
ارسال شده توسط ربات ارسال نظر Yo Blog Spammer
yospammer.tk
طاها طاهرنسب
دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 23 و 58 دقیقه و 09 ثانیه
سلام خدمت پسر عموی عزیزم آقای عارف توفیقی مصاحبه بسیار جالب خواندنی و شیرین بود و بسیار خاطرات زیبا...
امیدوارم در زندگی موفق و سلامت باشی .خدا پشت و پناهت
sadegh
دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 18 و 05 دقیقه و 16 ثانیه
سلام خدمت عارف و مدیر بهنام......مصاحبه جذابی بود...وواقعا عارف چیزی جز واقعیت نگفت چون من خودم دوسال آخر کارشناسی شیراز باهم بودیم...فردی کاملا راستگو و با اراده قوی...و پرتلاش هستند....خیلی هم دوست داشتنی
zeinab
دوشنبه 17 آبان 1395 ساعت 17 و 10 دقیقه و 01 ثانیه
باسلام...خیلی مصاحبه خوندنی و جذابی بود...
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.