تبلیغات
سایت روستای اوله - مصاحبه با سید سعید طاهر نسب

ده من ! من به تو می اندیشم...

مصاحبه با سید سعید طاهر نسب

نویسنده :بهنام خلاش
تاریخ:شنبه 12 تیر 1395-ساعت 14 و 10 دقیقه و 07 ثانیه



مصا حبه با سعید طاهر نسب بسیار زیبا / سراسر خاطره و هیجان انگیز حتما بخوانید :




نام  نام خانوادگی  موقعیت  ساکن 
 سعید (طلا) طاهر نسب  دبیر  آوله 

حقیقتش را بخواهید همیشه ابتدای مصاحبه ها برای اینکه مصاحبه را جذاب کنم و به آن هیجانی ببخشم چند سطری مطلب اضافه می کنم و این عادت من است اما در این مصاحبه نمی توانستم چیزی را اضاف کنم چون به واقع جایی برای اینکار نبود و همه چی کامل بود . سعید طاهر نسب فرزند میر محمد شریف از طایفه ی رضا توفیق است که هماره در فرازو نشیب های روستا نقش بی بدیلی داشته ودارد. وی عضو هیئت امنای مسجد اوله و یکی از ارکان مهم تصمیم گیری در در ابعاد کلان روستای اوله می باشد.



اول سلام میکنم به اربابم حسین اسلام الالحسین وسلام برتمام عزیزانی که دراین سایت فعالیت می کنند البته فعالیت مفید و فرهنگی و بعد سلامی ویژه وخالصانه دارم خدمت عزیزان وسرورانم اهالی محترم وبامرام وفهیم وخداترس روستایی اوله و همچنین سلام به شما فرزند خلاش.  

            من حقیر سید سعید طاهرنسب( طلا) متولد ۶/۲/۱۳۴۵ در روستایی دوراب چشم به جهان گشودم ودوران کودکیم مانند سایر هم سن و سالان با بازی های کودکانه  از جمله (قلتو  وتوپ بازی با لنگ جوراب ) وسایر بازی های مرسوم سپری گردید سختی باتوجه به نبود راه ارتباطی باشهر، سالهای اول زندگی ما واقعا به تلخی وفقرسپری می شد چون حالا که فکرش  را آدم می کنه ما هم فقیر امکانت و ارزاق بودیم و  هم واقعا فقیرفرهنگبودیم از جمله این که هر خانوار حداقل دویست ویابیشتر دام داشتند اما استفاده بهینه نمی شد ازاین همه دام  پس فقر فرهنگی حاکم بود.

 اما مدرسه من تحصیلات ابتدایی را از روستایی ابله شروع کردم زیرنظر معلمی به نام افشار سپاه دانش بود و بیشتر از همان ابتدا در خانه عموی بزرگوارم حاج سیدمحمد صالح بودم فقط روزای جمعه میرفتم دوراب البته سال اول، ولی سالهای دوم سوم چهارم وماه  مهر  سال پنجم می امدیم ابله وبرمی گشتیم. دوراب غذای ما بیشتر نان و ماست وگاهی خرما بیشتر پیاز واکثرا نان خالی بود. خوش به حال شما عزیزان ناز پرور، اما چیزی که خیلی حالا حصرتش به دل ماست آن صداقت و پاکی ومحبتی بود که آن موقع وجود داشت دوران راهنمایی قلعه رئیسی بودم و  دبیرستان هم دهدشت.

ازعشقتون به اهل بیت و خصوصا امام حسین برایمان بگید :  من از سال دوم راهنمایی به این توفیق دست یافتم که ذاکر مولایم حسین واربابم ابوالفضل باشم شعری من سرودم فکرکنم پاسخ سوالات درآن مستترباشد

      ابوالفضلا ضریحت پاک ونورانیست       دلم مجنون دیدار است قبولم کن.  

   بایستم درکنار آن ضریح پاک ونورانیت     کنم تحسین رشادت ها دلیری های بی باکت

 دلم می خواست قبولم می نمودی ای سخاوتمند         تقاضا می نمودی ازحی داور

 که این عاصی دراین دنیای پرنیرنگ.        که افرادش همه گرگند وپوستینی به تن کردند.

 به جای بندگی و زندگی کردن            همه سرگشته و حیران به فکرلقمه ای نانند           

 همه گویند که تو درروز عاشورا علمدار حسین بودی.    / همه گویند توبودی ساقی لب تشنگان  خیمه مولا           

  تودادی هردودست نازنینت را فداکردی توجانت را./ همین کردی که دلهارا همه شیدای خود کردی. 

     

بگذریم من اگرلیاقت خدمت به روستایم را داشته باشم خداراشاکرم چون احساس باطنیم این است که خدمت به کسانی که آنجاهستند هرچند کوچک هم باشد نزد خداوند سبحان اجرعظیم دارد من از همان کودکی وابستگی عجیبی به پدرم داشتم عشقم از همان ابتدا تا یادم میاد پدرم و مادرم بودند خاطره من از دوراب روی دوش پدرم رفتم تالنده از لنده سوار ماشین شدیم رفتیم بهبهان وهروقت این خاطره یادم میاد عذاب می کشم که خدای من چه باید می کردم تا بتونم ذره ای از زحمات پدریامادرم وجبران کنم ویاداوری کنم من شاید در دوران زندگیم تاجایی که درتوانم بود سعی کردم آن دوبزرگواررا خوشحال کنم.  

دراینجا دکلمه ای را درسوگ مادرم به همراه چندبیت شعر که احزان درونی خودم بود به

 اشتراک می گذارم برای ان هایی که مادروپدرشون درقید حیاتند قدرشون وبدونند    

وقتی بغض گلویم رامی فشاردوقطرات اشک در چشمانم حلقه می زند و سیمای زیبای مادرم درذهنم مجسم می گردد وبه یاد سهل انگاری های خود درحق او می افتم حسرت می خورم.وتنهاکاری که می تونم بکنم،ارزوی غفران الهی برای روح ملکوتی مادر وپدروطلب حلالیت برای خودم.            

     من چه شبها که نشستم وتفکرکردم              تاکه شایدبکنم گم شده ام راپیدا.  

     ولی افسوس که اورفت ومن هم محزونم     من زمهرمادرییش تا ابدمحرومم

غم مادرجگرم سوخت ازاین غم چه کنم    مادرم تاج سرم رفت خدایا چه کنم.

  شادی ارواح همه پدرومادرایی که دردل خاک ارمیدند فاتحه مع صلوات.  

              

از ایشان پرسیدیم به توجه به اوضاع بی کاری و عدم استخدامی نظر شما در مورد بچه ها چیه

 آیا به تحصیل ادامه بدهند یا درس را رها و به کار آزاد بپردازند :؟

  اما در رابطه با تحصیل کوتاه اشاره کنم به این شعر:

 چنین گفت پیغمبرراستگوی / زگهواره تاگوردانش بجوی

 مگه می شه منع کرد آدم را از رفتن به سوی نور البته اگر آدم سواد داشته باشد کار را بوجود می آورد 



اونایی که بیکارند مدرک دارند نه سواد چون علم ثروت سازاست. ( بسیار عالی ) 

       

هم کلاسی هام برادرم مرحوم عبدالعزیز خدارحمت کند انشا ا... عبدالرسول قوامی محمدکاظم و صدراله دمساز ابولقاسم بحجتیان و.....    اول ابله سال پنجم ازآ بان ماه دوراب اولین سال استخدامی نعمت ا... اهسته.            

در رابطه با حاج رفتن عمویم خدارحمت کند انشاا... فقط می دونم پیاده رفتند همین.

  اولین روز معلمیم لنده بود واز سال۷۳ تا۷۷ درقلعه رئیسی بودم بعدهم دهدشت وحالا هم بوشهرم  

             چون ما با کودکان استثنایی کارمی کنیم افتخاردنیایی نداریم اگرخدوندپاداش اخروی عطا کند.

من استقلالی هستم.         

یه بیت شعر :

   نگاه توبه قلب من چه تیرنیمه کاره ایست           گریز ازان ندارم وبیابکن توچاره ای

    نگاه تو گرفته است تمام بضاعت مرا                  براین فتاده برزمین مزن توتازیانه را.   

جفامکن تواین چنین به حال بی نوای خود                    که بینوا زبی کسی رساندخودش به کوی تو.

 رهامکن تواین چنین گدای خانه خودت.                       کرم بده زمرحمت توالتیام بنده ات.   

 

                             ما دلی کما  که می رفتیم قبل از اینکه جاده فعلی را زده باشند ماشینی به نام رحیم

 زارع از راه قدیمی طرف بنار می اومد ما می رفتیم نزدیکی هفت چشمه استقبالش گاهی می شد صدتابچه

 دنبال این ماشین بدو بدو می کردند

                 من به بچه های ابله توصیه ام این است ارزشها راحرمت بدارند علم را بیاموزند دنبال علم اموزی باشند ودیگراین که در مراسمات دهه عاشورا همه بیاند واقعا روستا ارج بگذارند موفقیت ازنظرمن صداقت و پاکی است.

 اگراین دوفاکتور باشد بقیه رامی تونی بدست بیاری شعرلری بلدنیستم

     .بهترین دوستان من با همه بچه های ابله دوستم همه شون برای من بهترینند این رو باصداقت وبدون اغراق می گویم چون همه عزیزان به من و خانواده من لطف دارند ومن هم واقعا دوستشون دارم.          

   آرزوکه زیاده اما بهترین ارزوم این است که هیچ وقت ابرویم خدشه دار نشه  این تنها آرزومه.    

در مورد کلمات زیر هر حسی دارید در حد یک کلمه ابراز کنید :

 امامزاده سید محمود: سیادتم        

پدر و مادر: عشق  ومحبت 

دلی کما : بهترین جای دنیا 

میر محطلا : برادر دوست داشتنی 

ریتاوه : وقتی از در خونه میام بیرون اولین جایی است که بهش نگاه می کنم 

بهمن : جگر گوشه ام 

صادق معظمی : نور چشمم 

زن : شریک همه لحظاتم 

مدرسه : خوب و عالی 

همه را دوست دارم و شما هم عاقبت به خیر باشید برادر خلاش .

هنوز مصاحبه تمام نشده است اصل ما جرا باقیست :

به ادامه مطلب بروید :

       ادامه مطلب         




دنبالک ها: کانال اوله -- کلیک کنید/// 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can you get taller with yoga?
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 20 و 24 دقیقه و 38 ثانیه
What's Going down i am new to this, I stumbled upon this I have found It positively helpful and
it has aided me out loads. I am hoping to give a contribution & help other
users like its aided me. Great job.
nubiorkman.wordpress.com
یکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت 09 و 10 دقیقه و 07 ثانیه
I used to be able to find good information from your content.
صادق
یکشنبه 13 تیر 1395 ساعت 17 و 15 دقیقه و 26 ثانیه
با عرض سلام خدمت آقای طاهرنسب...واقعا آقای طاهرنسب نه تنها از نظر ما بلکه از نظر همه مردم روستا و بسیاری دیگر مایه سر افرازی همه ما در مجالس اعمم از مراسمات شادی و مذهبی هست....ایشان مایه سربلندی ،افتخار و عزت همه ما ها هستند....انشالله در تمام مراحل زندگی پیروز سر بلند و مثل همیشه سر افراز و مایه ی افتخار ما باشند
صادق
یکشنبه 13 تیر 1395 ساعت 17 و 15 دقیقه و 26 ثانیه
با عرض سلام خدمت آقای طاهرنسب...واقعا آقای طاهرنسب نه تنها از نظر ما بلکه از نظر همه مردم روستا و بسیاری دیگر مایه سر افرازی همه ما در مجالس اعمم از مراسمات شادی و مذهبی هست....ایشان مایه سربلندی ،افتخار و عزت همه ما ها هستند....انشالله در تمام مراحل زندگی پیروز سر بلند و مثل همیشه سر افراز و مایه ی افتخار ما باشند
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.