تبلیغات
سایت روستای اوله - زندگی نامه سید عبد الحمید دانش

ده من ! من به تو می اندیشم...

زندگی نامه سید عبد الحمید دانش

نویسنده :بهنام خلاش
تاریخ:سه شنبه 25 خرداد 1395-ساعت 16 و 14 دقیقه و 19 ثانیه

زندگی نامه سید عبد الحمید دانش
این زندگی نامه را تقدیم می کنم به 3 سال یاد و خاطره ای که در راه بی سیدون با هم گذراندیم و نیز تقدیم می شود به برادر مهربانش سید مصیب دانش به خاطر تمامی زحماتی که این مدت با اینجانب واقعا همکار صمیمانه ای داشته است. 
هنوز مهلت ارسال خاطره باز است منتظرتان هستیم :
تقدیر و تشکر میکنم از برادرانی که خاطره هایشان را برای ما فرستادند.نیز از برادر ابوطالب پاک نیا به خاطر ارسال عکس کمال تشکر و قدر دانی را داریم .


[ سید عبد الحمید دانش در یک مهرماه سال 1367 در روستای اوله در خانواده ای فقیر و مذهبی متولد میشود .وی فرزد سید سلار دانش است که پنج فرزند پسر(سید عبدالحمید، میثم ، حمید، مصیب، عمار) را تربیت سالم و صالح کرده و به جامعه ایران تحویل داده است.عبد الحمید تمامی ایام طفولیت را در روستای اوله گذراند.وی در تابستانها به همراه خانواده محترم در یک مهاجرت فصلی به (ریشه ی چندار ) رفته و آنجا از دلت طبیعت و کوه روحیه ای سرشار و متواضع گرفته و در مهرماه برای کلاس و مدرسه به روستا باز میگشت.
عبد الحمید پیوسته از زمانی که توانایی انجام کار را داشت کمک کار خانواده بوده و همیشه یار و یاور پدر و مادر بود .وی از همان ابتدا روحیه ای سرشار و شوخ طبع داشته و از این رو توانست با جوانان روستا ارتباطی بسیار نزدیک و تنگاتنگ برقرار کند.دانش با همه ی جوانان اوله دست دوستی داشت تا جایی که  گاهی آنان را از سر شوخی میزد ، وی به سال 1373وارد مدرسه قدیم اوله میشود وی در این دوره با افرادی  چون سید اسماعیل پروینیان و سید طالب مهدوی ، مهدی دوستکامیان و تعدادی دیگر که ذهن حقیر یاری نمید هد همکلاس بود .ارتباط تنگاتنگ این چهار نفر همیشه بین دانش آمزان مثال زدنی بود . دانش تحصیلات ابتدایی خود را در مدرسه قدیم شهید آهسته به پایان رساند و راهی مدرسه شهید دردمه بی سیدون شد تا بتواند آنجا ادامه تحصیل کند. در مدرسه ی راهنمایی همیشه با همان همکلاسی های قدیمش که در مرحله ی ابتدایی ذکرشان رفت همدست و دوست بودند و هر اتفاقی در مدرسه امامزاده بود این چند نفر پایه ثابت آن بودند.در این میان دانش ک همیشه سردسته ی گروه بود  انواع شوخی ها و بازی گوشیهای آن زمان را با معلمان و دانش آموزان داشت.
معلمان جرات نمی کردند دانش آموزان روستای ما را تنبیه بدنی کنند وی گروهی تشکیل میداد و به اداره میرفت تا از آنان شکایت کند.از همان ابتدا روحیه ی انقلابی داشت .چون راه مدرسه راهنمایی تا روستای ما 15کیلومتر فاصله بود همیشه بچه های روستا را جمع میکرد و به قلعه ریسی مرکز شهر می رفت تا رئیس اداره را ملاقات کرده و از او تقاضای کمکم کند .
او ادبیات و سر زبان مثال زدنی داشت .وی دبیرستان را در همین مدرسه شهید درمه به پایان برد و بعد از یک بار شرکت در آزمون سراسری راهی حوزه علمیه میشود .تحصیلات حوزوی را از مدرسه ی حوزوی امام خمینی بوشهر شروع کرده و سپس در خانه ی حوزه ی چهارده معصوم برازجان و امام مهدی سروستان ادامه داده است .دانش در همین ایام همزمان به کارگری نیز مشغول بوده است.عبد الحمید در محضر استادانی چون آیت الله صفایی بوشهری ، آیت الله خرسندی ، آیت الله جوکار و آیت الله ایمانی تلمذ نمود وی در سال 1390 مفتخر به ملبس شدن لباس روحانیت می شود و راهی شهر و روستاهی مختلفی میشود تا خدمت کند . در این مدت همیشه ایام محرم را در روستاهای اوله ،کمر دوغ و بی سیدون به تبلیغ دین مبین اسلام می پرداخت .و در دیگر ایام به تبلیغ در مناطق مختلفی چون روستای تل سیاه واقع در استان بوشهر ، دو سال سروستان شیراز و روستای نظر آباد شیراز پرداخت.
از سوابق وی تا آنجا ک اطلاعاتی موثقی کسب کردیم می توان به چهار سال امام جماعت موقت چغادک ، 2سال امام جماعت سروستان شیراز ، امام جماعت شهرداری دادگستری شیراز ، سابقه ی دو سال فعایت در شورای حل اختلاف سروستان ، مبلغ دو سال حوزه برازجان و پنج سال مبلغ در حوزه ی بوشهر ،امام جماعت مساجد امام علی و قمر بنی هاشم عاشوری در چغادک ،امام جماعت در دادگستری، شهرداری و مدرسه ی حضرت سمیه ی امام خمینی،مبلغ و امام جماعت کوهنجان ،اشاره کرد.
 دانش در سال 92 بعد از دریافت پایه 8 حوزه عازم کربلای معلی شده و انگار این سفر معنوی آخرین سفر وی بوده است .چرا که یک سال بعد یعنی در تاریخ 13/دیماه 1393 در پی یک حادثه ی مشکوک   تصادف در برازجان واقع در استان بوشهر جان باخته و به ملکوت اعلی پیوست. جسد وی را به زادگاهش روستای اوله انتقال دادند و قبر وی هم اکنون در روستای اوله واقع شده است.

هنوز میتوانید خاطرات خود را به صورت نظر برای ما بفرستید تا با نام خودتان ثبت شود.
 
خاطرات دوستان :
امیر طاها طاهر نسب :
من خاطره ای که از زنده یاد دانش یادمه این هست که ی دوران کودکی ام پدر بزرگم بهم گفت که بزغاله ها رو به کوه ببر من از آن جایی که اولین بارم بود و با کوه آشنایی نداشته بودم خیلی هم ترسیدم همه ی بچه ها دو نفری رفتند من تنها موندم بعد ی آقایی از بالا صدا زد که رضوان ی لحظه بیا اینجا رفتم پیشش گفت چیه ترسیدی گفتم آره تنها موندم کسی نزاشت من باهاش باشم گفت خیلی خوب بزغاله ها رو بده من نگه میدارم تا عصر تو برو خونه بعد اومد مرا تا بالای خونه فرستاد و خودش برگشت اون روز خیلی خوشحال بودم ...همیشه از لحاظ اخلاقی عالی بود و نسبت به همروستایی خودش مهر و محبت داشت واقعا من هنوز هم قلبم نمیزنه که مرحوم بگم ..روزی که خبر فوت این سید رو شنیدم  تازه به دانشگاه اومده و تو اوج غربت بودم که خبر فوت دانش رو شنیدم اون روز کمرم شکست و کلا شوکه شدم.واقعا من حاضرم برای چنین آدمهایی بمیرم تا اونها زنده باشن
روحش شاد و یادش تا ابد گرامی
....امیر طاها طاهرنسب...

طالب مهدوی(بیواره ) : 
 هرچه از خاطراتش بگم کم گفتم بارفتن او زندگی کردن برام بی معنا شدازکودکی باهم بودیم 5 سال باهم پیاده میرفتیم بیسیدون درس میخوندیم همیشه شوخ وخندان بود یه بار با اسمال ترساندیمیش ، خیلی من و اون واسمال با هم خوب بودیم و با هم زندگی خاصی داشتیم.
حاج آقا اگه جسمت نیست ولی روحت همیشه باماست چون خیلی شبها باهمیم.

مصیب دانش :

یه خاطر از حاج اقا یه بار از بوشهر داشتیم میومدیم چغادک نصف را ه تو اتوبان ماشین خاموش شد بعد پلیس امد خواست جریمه بنویسه فورا لباس روحانی پوشید رفت پیش پلیس  گفت میخوای منو جریمه کنی خلاصه پلیس تو رو داواسی موند گفت به خاطر لباس جریمه نمیکنم بعد که خواستیم بریم ماشین روشن نشد رفت پیش پلبس گفت خدا خیرت بده یه هل بدین تا ماشین روشن بشه پلیس گفت حاجی شما چه روی دارین خلاصه به کمک پلیس ماشین روشن کردیم

صادق معظمی :
سال ۳کارشناسی بودم که سید سالار با همراه همسر ش و عمار به شیراز اومدن تا هم پیش خانواده حاج آقا باشن یه مدت و هم نوبت پزشکی داشتن...یادمه من و حمید بیمارستان نمازی رفتیم پیششون و حاج آقای عزیز هم با خانواده محترمشان بودند بعد ظهر من و حمید به زور ظهر سید سالار  و حاج آقا را به خوابگاه برای استراحت کوتاه و نهار بردیم خیلی اون مدت کوتاه باشوخی های این خانواده عزیز خوش گذشت یادمه اتاق که رفتیم حاج آقا دانش با لحن شوخ همیشه گی به پدرش گفت بابا انشاالله جنازه منو با دستات تو غسالخانه روبه روی خونه (مشهدی فرو)که اسم دقیق این مشهدی رو نمیدونم بشوری و حاج آقا همیشه اون مدت از مردنش صحبت می کرد باشوخی ...و بعد از چند ماه حاج آقای عزیز از بین ما رفت....و الان این خاطره را دارم همراه با اشک می نویسم....روز مرگ حاج آقا من و حمید داشتیم تلفنی صحبت می کردیم تلفن قطع شد گفتن حاج آقا از بین ما رفت من دیونه شدم و حداقل۲۰روز دنیا برای من تمام شده بود خانواده در جریان هست (می تونید از مادرم بپرسید اون مدت چی به من گذشت) ...من و حمید و حاج آقا مثل برادر شده بودیم و خیلی برام سخت بود مرگ حاج آقا....خیلی خیلی از حاج آقا خاطره دارم اون دوسال....هنوز من مرگ حاج آقا را باور ندارم ...من بعد از مرگ حاج آقا اگر تمام انسان ها جلو من بمیرند تأثیر آنچنانی برام نداره....همیشه میگم الهی هیچ کس داغ از دست دادن دوست رو نبینه...شادی روح حاج آقای عزیز و همه گذشتگان ذکر فاتحه و صلوات.....





دنبالک ها: کانال اوله -- کلیک کنید///  ادمین 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Robert's BJ boy
سه شنبه 21 فروردین 1397 ساعت 01 و 17 دقیقه و 02 ثانیه
If you can afford it, if you have the means, then you should
just take that path. This article is for anyone whom can't.
Cialis canada
جمعه 17 فروردین 1397 ساعت 22 و 44 دقیقه و 03 ثانیه

Good info. Kudos.
cialis arginine interactio generic cialis tadalafil buy cialis sample pack acquistare cialis internet brand cialis generic enter site natural cialis cialis preise schweiz only now cialis for sale in us cialis generico lilly safe dosage for cialis
http://garciniacambogiapremium.net
شنبه 11 فروردین 1397 ساعت 07 و 07 دقیقه و 32 ثانیه
Have actually been taking little over a month.
https://uk.linkedin.com/in/benjamin-appleby-21bb75a0
شنبه 11 فروردین 1397 ساعت 04 و 57 دقیقه و 36 ثانیه
Exactly like any restaurant Cracker Barrel has drama.
garcinia cambogia free trial reviews
شنبه 11 فروردین 1397 ساعت 02 و 31 دقیقه و 40 ثانیه
Have actually been taking little over a month.
Joma Jewellery UK
جمعه 10 فروردین 1397 ساعت 22 و 40 دقیقه و 36 ثانیه
When Napoleon Bonaparte was topped as Emperor of the French in 1804,
he revived the type and grandeur of jewellery and vogue in France.
Robert's Blow Boy
جمعه 10 فروردین 1397 ساعت 20 و 39 دقیقه و 23 ثانیه
Your a pessimist while having enjoyable at Grandma's.
Buy generic cialis
جمعه 3 فروردین 1397 ساعت 20 و 32 دقیقه و 49 ثانیه

Cheers. Terrific stuff.
generic cialis in vietnam cialis 5 mg schweiz american pharmacy cialis cialis 05 generico cialis mexico cialis venta a domicilio cialis daily reviews prices on cialis 10 mg cialis kamagra levitra prix de cialis
سرعت سایت
شنبه 14 بهمن 1396 ساعت 14 و 39 دقیقه و 56 ثانیه
ممنون مطلب خوبی بود
ایمیل مارکتینگ
شنبه 18 آذر 1396 ساعت 17 و 06 دقیقه و 47 ثانیه
با تشکر از مطلب خوبتان
how much do std tests cost
شنبه 13 آبان 1396 ساعت 17 و 35 دقیقه و 08 ثانیه
وقتی من در ابتدا اظهار نظر کردم، با کلیک روی "اطلاع من زمانی که نظرات جدید اضافه شد"
جعبه چک و در حال حاضر هر بار یک نظر اضافه شده من دریافت چند ایمیل با همان نظر.
آیا راهی وجود دارد که بتوانید مرا از این سرویس حذف کنید؟
خیلی ممنون!
کاشت مو در تبریز
جمعه 7 مهر 1396 ساعت 15 و 32 دقیقه و 05 ثانیه
خیلی خوب بود ممنون
آموزش آشپزی
جمعه 7 مهر 1396 ساعت 09 و 28 دقیقه و 38 ثانیه
ممنون از وبلاگ خوبتون. به سایت ما هم حتما سر
بزنید
آزمون آیین نامه
پنجشنبه 6 مهر 1396 ساعت 03 و 47 دقیقه و 51 ثانیه
ممنون عالی بود
Why does it hurt right above my heel?
شنبه 1 مهر 1396 ساعت 18 و 25 دقیقه و 36 ثانیه
Howdy! This post couldn't be written much better!
Reading through this article reminds me of my previous roommate!
He continually kept preaching about this. I am going to send this information to him.

Pretty sure he'll have a good read. Thanks for sharing!
Do you get taller when you stretch?
پنجشنبه 16 شهریور 1396 ساعت 16 و 28 دقیقه و 18 ثانیه
You ought to be a part of a contest for one of the
finest websites online. I will highly recommend this web site!
Can better posture make you taller?
یکشنبه 15 مرداد 1396 ساعت 18 و 29 دقیقه و 25 ثانیه
This design is wicked! You obviously know how to keep a reader amused.
Between your wit and your videos, I was almost moved to start my own blog
(well, almost...HaHa!) Wonderful job. I really enjoyed what you had to say,
and more than that, how you presented it. Too
cool!
http://marybethmccalop.soup.io/post/594532657/Treatment-For-Hammer-Toe-Pain
جمعه 6 مرداد 1396 ساعت 20 و 25 دقیقه و 23 ثانیه
Hello to all, as I am in fact keen of reading
this web site's post to be updated on a regular basis.
It contains fastidious information.
Mari
دوشنبه 25 اردیبهشت 1396 ساعت 16 و 15 دقیقه و 55 ثانیه
This is a topic that's close to my heart... Many thanks!
Where are your contact details though?
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 ساعت 17 و 53 دقیقه و 11 ثانیه
I am truly grateful to the owner of this web site who has shared this enormous paragraph at at this time.
manicure
دوشنبه 4 اردیبهشت 1396 ساعت 03 و 33 دقیقه و 53 ثانیه
Hi there to every body, it's my first pay a visit of this blog; this blog
consists of remarkable and in fact good data designed for visitors.
manicure
یکشنبه 3 اردیبهشت 1396 ساعت 04 و 21 دقیقه و 47 ثانیه
There is definately a lot to learn about this subject.
I really like all the points you have made.
BHW
چهارشنبه 30 فروردین 1396 ساعت 13 و 32 دقیقه و 53 ثانیه
When someone writes an paragraph he/she retains the idea of a user in his/her mind that how a user can understand it.
Thus that's why this article is great. Thanks!
BHW
یکشنبه 27 فروردین 1396 ساعت 07 و 16 دقیقه و 35 ثانیه
Hi there, I enjoy reading through your article. I wanted to write a little comment to support
you.
manicure
شنبه 12 فروردین 1396 ساعت 05 و 33 دقیقه و 20 ثانیه
This post gives clear idea designed for the new people of blogging, that in fact how
to do running a blog.
BHW
جمعه 11 فروردین 1396 ساعت 03 و 52 دقیقه و 31 ثانیه
Hey there would you mind letting me know which hosting company you're working
with? I've loaded your blog in 3 completely different web browsers and
I must say this blog loads a lot faster then most. Can you recommend a good hosting provider at a fair
price? Cheers, I appreciate it!
مهدی دوستکامیان
شنبه 29 خرداد 1395 ساعت 14 و 11 دقیقه و 35 ثانیه
با سلام
خداواند ایشالله به جدشان ابا عبذالله الحسین محشورشان کنند. اما ما چقدر مرده پرستیم. یاد این شعر از شیخ بهایی افتادم:
بی خبر از هم خوابیدن چه سود؟
بر مزار مردگان خویش نالیدن چه سود؟
زنده را تا زنده هست باید به فریادش رسید
ورنه بر مزارش آب پاشیدن چه سود ؟
گرنگرفتی خانه اش تا زنده بود
خانه صاحب عزا خوابیدن چه سود؟
زنده را در زندگی قدرش بدان
ورنه مشکی از برای مرده پوشیدن چه سود؟
گر نکردی یاد من تا زنده ام
سنگ مرمر روی قبرم وانهادن چه سود؟

.........
در این ماه عزیز برای همه دوستان ارزوی قبولی طاعات و عبادات را دارم. امیدوارم تا زنده هستیم قدر همدیگر را بدانیم
j.afshin
جمعه 28 خرداد 1395 ساعت 19 و 30 دقیقه و 51 ثانیه
خدا رحمتت کنه حاج اقا. برای شادی روحش فاتحه بفرست لطفا
صمدی
جمعه 28 خرداد 1395 ساعت 01 و 56 دقیقه و 05 ثانیه
سلام ودرود خدا بر روح بزرگ و پاک سید عبدالحمید دانش
تنها دوبار توفیق زیارت سید مرحوم را داشتم که یکبار باخانواده رفتیم منزلشون چغادک،
یه بارهم خود سید بزرگوار به خونه ی پدری ما در بیسیدون تشریف آوردن.
اصرار داشتن که من ایشون را معمم کنم وبخاطر همین اصرارشون، منم عمامه شو درست کردم و به دست این حقیر معمم شد.
حقیقتا فقدان سید عزیز، بسبار جانسوز ودردناک بود.
و تشکر ویژه دارم از برادر ایشون که به برادرش وفادار ماند و خانواده ش را رها نکرد واین شیوه ی اخلاقی خوبی است که به دیگران آموختند.
شادی روح سید عبدالحمید سه صلوات...
ا
پنجشنبه 27 خرداد 1395 ساعت 16 و 34 دقیقه و 07 ثانیه
روحش شاد
برای شادی روحش صلوا
الهم صل علی محمد و آل محمد
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر


نمایش نظرات 1 تا 30