تبلیغات
سایت روستای اوله - مصاحبه با سید عبد الرضا رامیار

ده من ! من به تو می اندیشم...

مصاحبه با سید عبد الرضا رامیار

نویسنده :بهنام خلاش
تاریخ:دوشنبه 17 خرداد 1395-ساعت 15 و 34 دقیقه و 20 ثانیه




خیلی شیطون بود م
همیشه عمویم میگفت از دست تو و فخرالدین اصلا جمعه و پنج شنبه را دوست ندارم 
رتبه ی 407 سال 74 
 نام  نام خانوادگی  موقعیت  ساکن 
 سید عبد الرضا  رامیار  دبیر درس علوم اجتماعی  اوله 

سید عبد الرضا رامیاردر سال 1355 در روستای اوله متولد شد وی مانند دیگر هم روستاییان و به رسم ناجوانمرد محیط از یوغ فقر در امان نبوده است، اما رامیار با پشتکاری فراوان و استعدادی سرشار توانست در مقابل تمامی مشکلات قد علم کند و همه را از سر راه بردارد.وی به سال 61 وارد مدرسه مدرسه ابتدایی اوله میشود و مراتب ابتدایی را همانجا به پایان رساند رامیار آنچنان که خودش می گوید در کودکی شلوغ بود و با پسر عموی خویش فخرالدین شیطنت های زیادی را متحمل خانواده می کردند.تا جایی که عمویش همیشه میگفت روزای جمعه و پنج شنبه اصلا روزهای خوبی نیستند چون فخر الدین و عبدالرضا مدرسه نیستن و تو روستا ما را اذیت می کنند.در هر صورت رامیار آنچنان که از پیشینه درخشانش باخبریم همیشه شاگردی ممتاز بوده و در ان زمان که دانش آموزان ر اتنبیه بدنی میکردند وی حتی یک بار هم تنبیه نشده و همیشه با نمرات عالی از مقطعی به مقطع بعد می رفت. در سال 75 وی در کنکنور سراسری شرکت می کند و با رتبه ی ناز 407 وارد دانشگاه شهید چمران اهواز می شود .از این جهت می گویم رتبه ی ناز که آن زمان رتبه آوردن به درستی که کار حضرت فیل بود.الان دارد کشف می شود که رتبه های که رامیارها می آرند سابقه ای طولانی دارد. نگارنده به مدت دو سال (سال آخر دبیرستان و پیش دانشگاهی) شاگرد ایشان بوده ام.بدون هیچگونه تعارفی باید ابراز کنم که همه دانش اموزان از بیان و علم سرشار رامیار در حوزه تخصصی خویش  واقعا لذت می بردیم .آنقدر لذت می بردیم که  همیشه تلاش می کردیم سبک بیانش را  در دیگر درسها پیاده کنیم.سال اخر پیش دانشگاهی استاد رامیار یک نمونه امتحان تست برای کنکور  از کلاس ما گرفت امتحان از 12 نمره بود و من آن هفته به کلی مریض بودم واصلا درس نخونده بودم اما 8 شدم بعدها که دایی ام از ایشان پرسید درس بهنام چطوره : گفت تو نیم سال اول چنگی به دل نزد ولی انتظار میره خوب باشه.بعدها فهمیدم استاد به خاطر همون نمره هشت این را گفته بودند.یک ماه گذشت آقای حمید مژدهی سر کلاس رای گیری کردن که بهترین معلم دبیرستان از نظر دانش آموزان کیه و یادم میاد از قریب 27 نفر کلاس ما 18 نفر اسم استاد رامیار را نوشتند.مدرسه تعطیل شد ومن اومدم خونه و دایی من سید مرتضی که بهم گفت از  رامیار در موردت پرسیدم واینطور ....با خودم گفتم ای کاش زودتر می گفتی رای نمیدادم . از قضا روز بعد از رای گیری(که فکر میکنم رامیار خودشون باخبر نبودن و نشدن هم )  استاد از من سوال پرسیدن ولی خدا رو شکر چون برای کنکور میخوندم بلد بودم.گفت نه دار ی خوب میشی و برای اینکه تشویقم کنه یه کلید های در مورد مسائل آماری اقتصاد به من داد که من به صادق معظمی هم دادم و بعدا از 6 سوال آماری در   اقتصاد من در ظرف 30 ثانیه بر اساس کلید های استاد 4 سوال  را زدم.

 

 

خودتان را معرفی کنید :

من عبدالرضا رامیار هستم متولد 1355روستای باصفای ابله

کودکی را کمی برای ما ورق بزنید :

دوران کودکیم همش شیطون بازی میکردم .با همه محرومیت و نداشتن ها همه چیز فراوان بود .متاسفانه اش هر نخود بودم .عموم میگفت کاش جمعه نیاد که عبدرضا و فخردین بیان خونه .

چه سالی وارد مدرسه شدید:؟

در سال 61در ابله وارد مدرسه شدم .

اولین معلمم :صیدال پوربهمنی از جاورده بودند.

دوره ابتدایی چطور بود : دوران خوبی بود یادش بخیر.

میشه از همکلاسیات برامون چند نفر  نام ببرید  ؟

.فرج دلدار.مجتبی دانش.محمدرحیم دانش.احمد دلدار.بودند. دوران ابتدایی همیشه نفر اول بودم

بهترین دوست: فخردین واحدی مهر

دوره را هنمایی : .دوره راهنمایی در بیسیدون درس میخوندم.همدوره ایام استاد پروینیان.حیات پرواز.فرج دلدار ..دبیران دوره راهنمایی.بوذرجمهری از بهمئی.خداکرم تند پور .نصرت توفیقی.نصرت درستی.نصرت اسلامی خواه.

فوتبال رو دوست دارین : به فوتبال علاقه خاصی دارم

آیا شده از معلما دلخحور بشید ؟اره از بعضی از معلمام دلخور بودم ولی همه رو بخشیدم.

دوره دبیرستان کجا درس خوندید؟ و چطور سپری شد در یک یا چن سطر با تمام کم و کاست توضیح دهید ؟( سختیها، معلمان، شاگرد ممتازی، خاطر :

دوره دبیرستان سه سال اول قلعه ریسی و سال اخر در سوق درس خواندم.سختی های زیادی در قلعه ریسی کشیدم بخاطر نیود امکانات و شاکرد بدی نبودم  سال دوم و سوم دبیرستان ممتاز بودم و سال چهارم جزو سه دانش اموزی بودم که در سوق خردادماه دیپلم گرفتم.

آیا شما هم کنکور دادید ؟اگه آره چه سالی ؟رتبتون چند شد و کدوم دانشگاه بودین ؟ از هم دوره ای های دانشگاه ؟

دو بار امتحان کنکور دادم که سال اول درسال 74میتونستم برم تربیت معلم ولی نرفتم و در سال75بارتبه407دانشگاه شهید چمران اهواز قبول شدم.هم دوره ایام زندی از شیراز و دریکوند از بروجرد و بقیه ....بماند.

چه سالی ازدواج کردین : سال83ازدواج کردم

اولین روز تدریس و معلمیتون یادتون میاد ؟ کجا بود ؟ اولین روز تدریسم کلاس سوم ادبیات دبیرستان شهید دانشخواه بود.اولین سالی که در بیسیدون مدرسه افتتاح شد منم اونجا تدریس داشتم.همه شاگردام خوب بودن .16سال که تدریس دارم.

زبان لری رو چقد دوست دارین ؟  زبان لری را خیلی دوست دارم.

 

به بچه های اوله که حق استادی بر گردن همهمون داری یه پیشنهاد بده ؟ سفارش من به بچه های اوله اینه که هیچوقت مغرور نشوید حتی اکه بالاترین مدرک علمی و ثروتمند ترین افراد بشید همیشه تو ذهنتون باشه که بچه اوله هستید و فقیری اونجا منتظرشماست که بهش کمک کنید. .و سفارش دومم اینه که قدر پدر و مادر خود رو بدونید.

از مهمترین حامیان وپشتیبانانتت چه در دوران ما قبل و چه الان چند نفر نام ببرید :

 مهمترین حامیانم قبل از ازدواج خانواده ام و بعد از اون خانمم بوده

یه چیزی بگو بخندیم : همیشه اون جمله عموم تو ذهنمه که میگفت جمعه و پنشنبه روز بدین چون عبدرضا و فخردین تو روستا هستن.

در مورد کلمات زیر هر حسی دارین در حد یک کلمه ابراز کنید :

پدر: چتر زندگی.

مادر: بی توقع و دوست داشتنی

.پویا :بهترین دوستم.

حبیب اله رامیار ( میرزا): خوش نیت ترین انسان.

حافظ شیرازی: سرامد شاعران.

او کره ای: معجزه واقعی.

علوم اجتماعی: رشته ای که همه رفتن ولی کسی نفهمیدش.

ریتاوه :مرگ خانواده میرسالاری جماعت.

سرحد .رویای شبانه ام.

مدرسه :عشق رفتن به چاروسا.

عشق: چیزی که متاسفانه همه میگن داریم .

زن: لذت زندگی.

سایت اوله :رویای فردام.

ازدواج: مصونیت نه محدودیت راهی است شیرین در زندگی که هر چه میگذرد شیرین تر میشود اما شرطش صداقت و تعهد است.

حرف اخر:جا دارد تقدیر و تشکر شود از کسانی که این برنامه را تدارک دیدن و اوله را به دیگران معرفی کردند.



دنبالک ها: کانال اوله -- کلیک کنید/// 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
Can Pilates make you look taller?
دوشنبه 16 مرداد 1396 ساعت 07 و 46 دقیقه و 06 ثانیه
You should be a part of a contest for one of the greatest blogs on the net.
I most certainly will recommend this blog!
http://florriehaataja.hatenablog.com/archive/2015/08/24
شنبه 14 مرداد 1396 ساعت 17 و 27 دقیقه و 16 ثانیه
Hi there would you mind letting me know which web host you're working with?

I've loaded your blog in 3 different browsers and I must say this blog loads
a lot faster then most. Can you recommend a good hosting provider at a fair price?
Thank you, I appreciate it!
چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 02 و 39 دقیقه و 24 ثانیه
اقای رامیار انشاا ...تا دکترا ادامه بدین و به مدرسه اکتفا نکنین استاد دانشگاه خیلی برازندتونه...
چهارشنبه 26 خرداد 1395 ساعت 02 و 35 دقیقه و 36 ثانیه
اقای رامیار مثل همیشه باشخصیت و دوس داشتنی ...
مهدی دوستکامیان
جمعه 21 خرداد 1395 ساعت 14 و 14 دقیقه و 38 ثانیه
با سلام
آقای رامیار یکی از معلمان با سواد و شایسته روستا می باشد هر جا باشد افتخارش برای روستا می باشد من شاگرد ایشان بودم و به جرات می گویم داناترین معلمم بوده. ایشالله که همیشه سربلند و پایدار باشید. ایشالله به زودی در مقطع دکتری ببینمت
با احترام-
سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 08 و 35 دقیقه و 31 ثانیه
زنده باشید انشاله
رضوان
سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 04 و 29 دقیقه و 34 ثانیه
دمت گرم واقعا.آقای رامیار یکی از دبیران بسیار باحالی بود که من باهاش درس داشتم و خاطره خوبی که همیشه تو ذهنم هست اینه که من و فرهاد و احد رو همیشه رو ی میز می‌شوند و بهمون تیکه می‌ پروند البته شوخی ها..من که واقعا نه به اینکه پسر عمه من است.به خاطر اخلاق زیبا و شخصیت بزرگش همیشه تو قلبم هست و دوستش دارم
رضوان
سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 04 و 29 دقیقه و 29 ثانیه
دمت گرم واقعا.آقای رامیار یکی از دبیران بسیار باحالی بود که من باهاش درس داشتم و خاطره خوبی که همیشه تو ذهنم هست اینه که من و فرهاد و احد رو همیشه رو ی میز می‌شوند و بهمون تیکه می‌ پروند البته شوخی ها..من که واقعا نه به اینکه پسر عمه من است.به خاطر اخلاق زیبا و شخصیت بزرگش همیشه تو قلبم هست و دوستش دارم
رضوان
سه شنبه 18 خرداد 1395 ساعت 04 و 28 دقیقه و 34 ثانیه
دمت گرم واقعا.آقای رامیار یکی از دبیران بسیار باحالی بود که من باهاش درس داشتم و خاطره خوبی که همیشه تو ذهنم هست اینه که من و فرهاد و احد رو همیشه رو ی میز می‌شوند و بهمون تیکه می‌ پروند البته شوخی ها..من که واقعا نه به اینکه پسر عمه من است.به خاطر اخلاق زیبا و شخصیت بزرگش همیشه تو قلبم هست و دوستش دارم
علی
دوشنبه 17 خرداد 1395 ساعت 23 و 24 دقیقه و 54 ثانیه
میرزا نه حبیب الله رامیار
پاسخ بهنام خلاش : با تشکر از راهنماییتون. ویرایش شد.
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر
نظرات پس از تایید نشان داده خواهند شد.