تبلیغات
سایت روستای اوله - سید لقمان دانش نسب

ده من ! من به تو می اندیشم...

سید لقمان دانش نسب

نویسنده :بهنام خلاش
تاریخ:دوشنبه 13 اردیبهشت 1395-ساعت 02 و 40 دقیقه و 10 ثانیه

زدندگی نامه سید لقمان دانش نسب به قلم خودش :

بسم الله الرحمن الرحیم 

 

در تارخ 2/12/72در روستای ابله در خانواده از هر دو طرف مومن و مذهبی چشم به دار فرار گذاشته ام دوران طفولیت با دوستان خوبی سپری کردم (اسد نوشاد و رضوان محمد مجتبی فرشاد مصیب عارف وبقیه عزیزان)تا اینکه شش یا هفت ساله پا مدرسه ای البته قدیمی و باصفا تحت اشراف استاد دوستکامیان که تزدیک قبر شهید آهسته بود گذاشته ام البته مدتی کم ک تقریبا 15تا20روز ودر واقع با ورود ما ب مدرسه مدرسه جدید ابتدایی روستا افتتاح شد....

به ادامه مطلب رجوع شود :

 

 

 و اولین ورودی ما بودیم کلاسی پر از شلوغی و هیجان همه شاد و دوست داشتنی معلم سال اول دوستکامیان سال دوم توفیقی (صدر الله )و سوم جواد آهسته و چهارم مصلحت خواه و پنجم الحق و الانصاف بدون از هیچگونه تعصبی بهترین معلم و استاد دوران هر سه مکتب مدرسه و حوزه و تخصصی (دانشگاه)سجاد توفیقی از خداوند منان توفیق روز افزون برا همه اساتیدم مسءلت میخوام مخصوصا این معلم عزیزم خیلی فعال و خوش اخلاق و مهمتر ازهمه باروحیه بودند ک از همه چیز مایه میداشتن تا درس بخونیم فوق العاده انگیزه ایجاد میکردند ب نحوی ک بنده اصلا توجهی به درس و بحث نداشتم ولی با توجه ب انگیزه هایی ک ایشان درست کردند به تمامه با کتاب دوست و رفیق شدم  و از با کتاب بودن لذت میبردم بعد اول راهنمایی رو   مدرسه شهید دردمه بیسدون و دوم را مدرسه امام محمد باقر ع کمر دوغ و سوم را مدرسه شهید مفتح یاسوج مشغول بودم ک اساتید خیلی خوبی از جمله پاکزاد و موسویان و بقیه داشتم البته بهترین اساتید این دورانم استاد خاکدان( عربی اول راهنمایی )و استاد مرحوم هدایتنیا رحمت الله علیه (عربی دوم )و استاد براتی عربی سوم ک واقعا هر سه از اساتید بزرگوار بودند و آینده خودم رو مدیون هر سه میدانم..دوران دبیرستان فقط یکسال خوندم و اون در مدرسه امام خمینی یاسوج ک بازهم اساتید عالی داشتم از جمله استاد نظری (شیمی)عسکری(فیزیک)و استاد زیست و ریاضی و مهمتر ازهمه بازهم استاد عربی بودند البته مرحوم شدند از خداوند منان علو درجات را برایشان میخواهم  در کل دوران مدرسه دوران پر فراز و نشیبی بود سال پنجم و سوم راهنمایی و اول دبیرستان بیاد ماندنی بود

[تا اینکه با توجه به شلوغکاری ها و ی خورده شیشه خورده ک داشتیم احساس میکردم پدرم ازم ناراضیه و در همین حین برای نماز  مغرب ب مسجد امامحسین (ع)رفتم هر چند آنچنان ک خانواده مقید بودند بنده نبودم و همین هم باعث شد ک احساس کنم پدر راضی نیست همان شب استاد فهیمی از علما افاغنه بودند سخنرانی داشتند و موضوع بحث ایشان عاق والدین و نارضیاتی ایشان و عواقب اخروی ان بود ک واقعا تکون خوردم و ترسیدم سریع به محل کار اخوی (دفتر خونه اسناد رسمی)اومدم و موضوع را با ابوی بزرگوارم در میان گذاشتم و گفتم به خاطر رضایت شما قصد دارم طلبه شم و کلی اصستقبال فرمودند خلاصه در سال 88(سال فتنه)وارد حوزه شدم با  اون همه جو سیاسی و هیاهوی ی ک در کشور بود و خدا ب خیر گذروندش ..البته بازهم با دو دلی کامل و ترس و دلهره از حوزه خلاصه علاقه زیادی به حوزه نداشتم ولی رفتم تا دو سه ماهه اول اغلب دعوا میکردم و دنبال این  بودم ک بیرونم کنن ولی با تدبیر عالمانه استاد بزگوارم حاج آقا پایدار ( ریاست وقت حوزه)که استادی دارای بینشی واقع بین و ذهنی فعال و استادی عالم و مدیری باتدبیر و کوشا بودند و استاد عزیزم حاج آقای بهشت ک استادی متخلق به اخلاق حسنه و عالم و متقی و بزگوار بودند و پیشرفت اندک خود را در این مسیر مدیون ایشان میدانم و بعدها ایشان بنده را ثمره عمر خود تلقی میفرمودند البته ارگز باب مزاح و شوخی بود و استاد شاگردان بزرگواری پرورش نمودند ک بنده شاگرد شاگردانش هم نمیشم که با بنده حقیر رابطه ای دوستانه داشتند خدارو شکر در حوزه ماندگار شدم و عاشق حوزه و حوزویان شدم به نحوی که بعضی شبا خواب میدیدم ک از حوزه بیرون رفتم صبح ک بلند میشدم بالشت زیر سرم از اشک خیس خیس میشد و روزانه سجده شکر به جای می آورم که طلبه شدم و واقعا حوزه را با کل دنیا عوض نمیکنم: خلاصه ..سطح یک ک طبق روال عادی شش سال طول میکشد را به مدت چهار سال (البته سه سال ولی موافقت نشد )را به اتمام رساندم با تلاشی عالی و بی وقفه و تشویق اساتید عزیزم ازجمله استاد پایدار و استاد بهشت حفظهم الله

و برا ورودی سطح دو عازم شهر مقدس قم شدم ک غربت و بیتجربگی ی خورده اذیتم کرد و در همان سال پایه هفت حوزه دز تخصصی حقوق و قضای تهران و قم قبول شدم ولی نهایتا به علت نزدیک بودن به قم و مابقی مزایایی ک داشت چون تهران زیر مجموعه قم بود  در قم مشغول شدم و سال بعد به خوابگاه مرحوم خوانساری رحمت الله علیه رفتم ک همزمان با حوزه و تخصصی کلاس زبان انگلیسی هم مشغول شدم به نحوی ک ساعت 7صبح تا یازده شب کلاس میرفتم

و خلاصه سه سال را در طول دوسال تمام کردم و در حال حاضر پایه ده یعنی سطح سه مشغولم

و در کل ده ساله حوزه را در مدت شش سال تمام کردم و همزمان تخصصی رو هم تمام کردم البته همه این تلاشها مدیون دعای پدر و مادر و تلاش ااتید خوبم بود.

در سال هشتم بد ترین و سخت ترین اتفاق عمرم برام اتفاق افتاد که در طی تماسی کوچ کردن هم لباسی و دوست و برادر عزیزم سید عبد الحمید را بمن اطلاع دادند و وقعا جای خالی ایشان رو به تمامه حس کردم.

دانش: خدایش رحمتش کنه و با جده مطهرش محشورش کنه که تمام عمر خودش رو وقف مردم کرد و همش دغدغه تبلیغ داشتند.




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
viagra vs cialis
یکشنبه 6 خرداد 1397 ساعت 12 و 26 دقیقه و 20 ثانیه
I really like looking through a post that will make people think.
Also, thank you for allowing me to comment!
chocolate
دوشنبه 17 اردیبهشت 1397 ساعت 08 و 51 دقیقه و 30 ثانیه
Heya i am for the first time here. I came across this board and I find It truly useful & it helped me out a lot.
I hope to give something back and help others like you aided me.
cialis 5 mg
پنجشنبه 9 فروردین 1397 ساعت 12 و 27 دقیقه و 54 ثانیه
Link exchange is nothing else however it is only placing
the other person's blog link on your page at appropriate place and other person will also do same for you.
online pharmacy
چهارشنبه 18 بهمن 1396 ساعت 15 و 12 دقیقه و 26 ثانیه
I believe this is one of the such a lot vital information for me.

And i'm happy reading your article. However should observation on some normal
things, The web site taste is perfect, the articles is really great :
D. Excellent process, cheers
طراحی سایت مشهد
یکشنبه 3 دی 1396 ساعت 11 و 32 دقیقه و 06 ثانیه
ممنون خیلی خوب بود
What causes burning pain in Achilles tendon?
شنبه 1 مهر 1396 ساعت 08 و 18 دقیقه و 27 ثانیه
Hello, its fastidious article on the topic of media print, we all be familiar with media is a great source of information.
woke up with a foot pain
جمعه 16 تیر 1396 ساعت 23 و 12 دقیقه و 16 ثانیه
Thanks for finally talking about >سایت روستای اوله
- سید لقمان دانش نسب <Liked it!
susanneramirez22.snack.ws
سه شنبه 6 تیر 1396 ساعت 06 و 08 دقیقه و 31 ثانیه
Hi there to all, how is everything, I think every one is getting
more from this web site, and your views are fastidious designed for new
people.
BHW
چهارشنبه 6 اردیبهشت 1396 ساعت 17 و 05 دقیقه و 22 ثانیه
You actually make it seem so easy with your presentation however
I in finding this topic to be actually something which I think I would by no means understand.
It kind of feels too complicated and very extensive for
me. I am taking a look ahead for your next put up,
I'll try to get the dangle of it!
BHW
سه شنبه 29 فروردین 1396 ساعت 15 و 05 دقیقه و 01 ثانیه
I blog quite often and I really appreciate your content.
This article has really peaked my interest. I'm going to bookmark your site and keep checking for new
information about once a week. I opted in for your Feed too.
BHW
جمعه 25 فروردین 1396 ساعت 16 و 12 دقیقه و 22 ثانیه
We are a group of volunteers and opening a brand
new scheme in our community. Your web site offered us with useful info to work on.
You've performed a formidable task and our entire neighborhood might be
grateful to you.
مصیب دانش
جمعه 31 اردیبهشت 1395 ساعت 16 و 34 دقیقه و 55 ثانیه
باسلام خدمت دوست عزیزم سید لقمان دانش نسب باز هم جای تقدیر تشکر دارد که یادی از روحانی اهل قلم برادر دینی مرحوم سید عبد الحمید دانش کردی ..امیدوارم زوز به روز پلهای ترقی راپشت سر بگزاری ورا ه برادرمون را ادامه بدی وبتونی با حضور سبزتان جوانان روستا را در زمینه های مذهبی فرهنگی ... هدایت بکنی دوست دار شما سید مصیب دانش
پاسخ بهنام خلاش :
صادق
پنجشنبه 16 اردیبهشت 1395 ساعت 01 و 49 دقیقه و 45 ثانیه
واقعا سید لقمان آدم بسیار بزرگواری هستن....من شخصا با سوالایی که از ایشان داشتم و همان سوالات را از چندین طلبه دیگر کردم بزرگی و منش و خوق و خوی این دوست بزرگوار را دیدم.....انشالله همیشه موفق و پیروز و سربلند باشد...خدا برای تمام مردم سادات حفظش کند.
پاسخ بهنام خلاش : دوست عزیزم خدا تو رو هم حفظ کنه همه رو حفظ کنه ممنون که به وب ما سر زدی .
امیدوارم روزی برسه موفقیت های همه اهالی روستا را ببینیم.
ماه بانو
دوشنبه 13 اردیبهشت 1395 ساعت 09 و 48 دقیقه و 46 ثانیه
خیلی دوست دارم تبادل لینک داشته باشم.بهم سر بزن اگه خوشت اومد تبادل انجام بده
 
لبخندناراحتچشمک
نیشخندبغلسوال
قلبخجالتزبان
ماچتعجبعصبانی
عینکشیطانگریه
خندهقهقههخداحافظ
سبزقهرهورا
دستگلتفکر